و نترسیم از مرگ

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست.

مرگ وارونه یک زنجره نیست.

مرگ در ذهن اقاقی جاری است.

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می‌گوید.

مرگ با خوشه انگور می‌آید به دهان.

مرگ در حنجره سرخ – گلو می‌خواند.

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.

مرگ گاهی ریحان می‌چیند.

مرگ گاهی ودکا می نوشد.

گاه در سایه نشسته است به ما می‌نگرد.

و همه می‌دانیم.

ریه‌های لذت، پر اکسیژن مرگ است

 

#سهراب سپهری

 

 

 

 


منبع این نوشته : منبع

عمر نوحم که کنیم،میمیریم

داشت می‌گفت وقتی حضرت نوح لحظه ی مرگش فرا میرسه عزرائیل میره بالا سر حضرت نوح و می بینه زیر یه آلاچیق خوابیده که حتی اندازه ی تمام قامت حضرت هم نیست و پاهاش بیرون مونده...

حضرت که عزرائیل رو می بینه سریع می‌شناسه و میگه اجازه هست پاشم بشینم؟

عزرائیل میگه نه نه راحت باش همینجوری که دراز کشیدی خوبه:))

بعد میگه یا نوح این همه عمر کردی لااقل یه خونه واسه خودت میساختی...

حضرت نوح میگه ای بابا چی میگی عزرائیل،آخه هزار سال عمر چیه که دیگه بخوام خونه بسازم؟

عزرائیل گفت پس  خبر نداری یه روزهایی میاد که مردم خونه هایی می‌سازند از سنگ و بتون،چندطبقه،با چه تزئینات و مخلفاتی....

نوح گفت عجیبه،اونوقت  این مردم مگه چقدر عمر میکنند؟

عزرائیل میگه متوسطش شصت هفتاد سال

و نوح به گمونم از تعجب بدون کمک عزرائیل همونجا جان به جان آفرین دو دستی تقدیم نمود:/


+کمتر اسیر دنیا باشیم،دنیا نه خوبش میمونه و نه بدش...به هر آنچه داریم شاد و راضی باشیم پیش از آن که پیمانه ی عمرمون سرریز بشه.


منبع این نوشته : منبع
عزرائیل ,حضرت ,میگه ,خونه ,عزرائیل میگه

من و پاییز و عجب بارانی

 

 

 


منبع این نوشته : منبع

در زندگی روزهایی هست

در زندگی روزهایی می شود
که دوست داری بزنی به بیابان
بیابان پیدا نمیکنی 
میزنی به خیابان
با دنیا که هیچ
با خودت هم قهر می کنی
منتظری
منتظرِ "اویِ" زندگیت...




پ.ن:امروز نگاه کردم دیدم فقط سیزده تا وبلاگ رو دنبال میکنم

با این که تعداد دنبال کنندگان برام مهم نبوده ولی الان حس کردم به کسایی که دنبال میکنن وبم رو بی احترامی میکنم اگه دنبالشون نکنم،پس از همین الان دختر خوبی میشم و دوستان رو لینک میکنم⁦^_^⁩


منبع این نوشته : منبع
زندگی روزهایی

شبیه آنه

یکی از دکلمه هام رو پلی می‌کنه و میگه تو خیلی شبیه آنشرلی هستی

بعد دستاشوتوی هم قفل می‌کنه و چشماشو می بنده  و میگه آه جنگل،آه دریا....


همینم مونده بود این نیم وجبی بهم بگه شبیه آنشرلی هستی:))

مامانمم وقتی برای اولین بار آنشرلی پخش میشد می‌گفت خیلی شبیه توعه،هم خیلی حرف میزنه و هم اینکه مدام خیال‌پردازی می‌کنه و با درختا و گلها حرف میزنه:))

حالا سالها گذشته و پسرکم مثل مادرم معتقده من مثل آنشرلی هستم:))

خوشحالم که هنوز بزرگ نشدم:))



منبع این نوشته : منبع
آنشرلی ,شبیه ,خیلی ,می‌کنه ,آنشرلی هستی ,شبیه آنشرلی ,خیلی شبیه

هوای حوصله ابریست

یه عالمه نوشتم ،یهو پرید...دیگه حوصله م نمی‌کشه بنویسم:(

یعنی بعد از چند روز یه سوژه یافته بودم بنویسم:))

دیگه قسمت نبوده:))

صرفا جهت خالی نبودن عریضه این دکلمه رو میذارم...

این دکلمه رو مرحوم شکیبایی هم خوندن،دکلمه ی من پیش دکلمه ی ایشون شبیه مسخره بازیه:)) ولی خب آرزو بر جوانان عیب نیست:))

 

 

+چند روز کامنتام بسته بود،دیگه زشته ببندمشون،نه؟:))

 

 


منبع این نوشته : منبع
دکلمه

دندونپزشکی

دیشب بعد از مدتها رفتم دندونپزشکی
آقای دکتر حدودا چهل ساله بود،وقتی اومد بالای سرم گفت دخترم دهنت رو باز کن
بعدم هی می‌گفت عموجان این کارو بکن، عموجان اون کارو بکن
من
شناسنامه م
شناسنامه ی دکتر
ثبت احوال
آرمان های امام
دیشب با سی سال و پنج ماه سن احساس کردم بچه مدرسه ای هستم
حالا درسته ما خانوما قند و نبات تو دلمون آب میشه وقتی میگن سنتون کمتر میزنه،اما نه دیگه تا این حد:/

بیخیال دندونپزشکی ،بذارین یه کلیپ بذارم براتون یکم یاد بگیرین شاد بودن و بیخیال بودن رو
 باور کنین زندگی یه شوخی بزرگه که ما زیادی جدیش گرفتیم،قبل از این که دیر بشه بیاین برگردیم به کودکی⁦^_^⁩





منبع این نوشته : منبع

اختیار


_چجوری میشه ،آدم اختیار داره ولی میگیم همه چی به اراده ی خداست؟

+بذار اینجوری برات بگم

وقتی امتحان میدی و مثلا ده میگیری،کی ده گرفته ؟

_خب من

+کی بهت ده داده؟

_خب معلم

+خب بنظرم اگه مقایسه ش کنی با سوالت به جواب برسی:))


پ.ن:دوباره باید کتاب صبح جادویی رو بخونم،اون دفعه که خوندمش تا یکماه کلی از کارام جلو افتادم بس که انگیزه گرفتم.

پ.ن 2:نمیدونم چرا همش حس میکنم وقت تنگه:/


منبع این نوشته : منبع